|
(
ما هنوز اندر خم یک کوچه ا یم )
متائسفم برادران بلوچ من پس ازگذشت سی سال حکومت اخوندها ی
منافق و نفاق افکن تا هنوز ان تجربه کافی رابدست نیاورده
اند بدین جهت لازم دانستم از اوایل انقلاب سخنی بگویم چون
یقین دارم تعدادکثیری ازجوانان ما تا ان زمان یا بدنیا
نیامده بودند ویا نوجوانانی کم سن سالی بوده اند که چیزی
از ان روزها وماههای اول انقلاب را بیاد ندارند وحالا
بعرایضم توجه بفرمائید رژیم ملایان پس از پیروزی انقلاب
تنها از منطقه ای وخشت وواهمه داشتند بلوچستان قهرمان بود
بخاطر اینکه تا ان زمان عوامل رژیم نه درمیان جوان روشنفکر
ونه درمیان سران عشایر و نه درمیان روحانیون بلوچستان جای
پای باز نکرده بودند وتا ان زمان زابلیها ی بی ریشه هم
بدرجه ولایت مداری مفتخر نشده بودند وافتخار ولایت مداری
را در زمان امامت ایت الله خامنه ای وبدوران رسیدن افرادی
معلوم الحا ل مثل شهریاری ودهمرده کثیف منفورکسب نمودند
وزابلیهای بی بنیاد الت دست رژیم قرار گرفتند و تبدیل به
مهمانان میز بان کش شد ه ا ند البته سوء تفاهم نباشد حساب
زابلیهای با ریشه و بنیاد از حساب این پنج در صد مزدور
کاملا جدا است
خلاصه به اصل مطلب می پردازم در ماه های اول انقلاب سران
رژیم بلوچستان را از دست رفته می پنداشتند وبهمین خاطر بود
جهت آرام کردن جو منطقه وراضی نگهداشتن اقشارمردم
حاضربدادن امتیازاتی غیرمنتظره بمردم بلوچستان میشود در
مرحله اول تماس خود را باروحانیون بر قرار میکند از جمله
با جناب مرحوم مولوی عبد العزیز پیشوای محبوب ومردمی اهل
سنت بلوچستان وبا پیشنهاد ایشان در مرحله اول اقایان دانش
ناروئی را بعنوان استاندار ودکتر ملک رابعنوان مدیر کل
بهداری منصوب میکنند ومتعاقب ان تمام فرمانداری های
شهرستانهای استان به بلوچها سپرده میشود.
ومیتوان گفت یک نوع خود مختاری به بلوچستان در ان مرحله
داده میشود واز این بابت روحانیون وسران عشایر خرسند
میشوند که متاسفانه این حرکت غیر منتظره رژِیم بااعتراض
شدید جوانان روشنفکر از معلم گرفته تا دانش جو دانش
اموزروبرو میشود ومرگ بر سازش کار مرگ بر طاغوتی وابسته
رژیم سابق بلند میشود عوامل رژیم از این حرکت جوانان
استقبال میکنند وتوسط عوامل خود به تحریکات حساب شده بر
دامنه اختلاف می افزایند تا جائیکه روحانیون وسران عشایرهم
به فرزندان خود بر چسب کمونیستی میزنند وغافل از آنند که
رژیم تبهکار منتظر است جای پا یش در بلوچستان محکم بشود
وبعد سر فرصت یکی یکی حساب همه را برسد وچنین میشود طولی
نمیکشد پستهای کلیدی را از بلوچها میگیرند وبعد به سراغ
جوانها میروند تعداد زیادی را دستگیر نموده زندان وتعدادی
را هم اعدام میکنند چون در این لخظه پشت جوان خالی است
وشاید باعث خرسندی روحانیون وسران عشایر هم میشود وپس از
سرکوب وحشیانه جوانان نوبت به عشایر منطقه میرسد
ودر مناطق مختلفی از سرحد گرفته تا مکران درگیریهای
مسلحانه ای بوجود میاید ودر همین گیر دارکه حدود دوسال
ازاستقرار رژیم دربلوچستان میگذرد وتوانسته بر مناطق حساس
مسلط شود ودر این زمان میتواند تعداد زیادی از افراد
نااگاه را بعنوان بسیجی مسلح بکند وعملا در مقابل سران
عشایر قرار میدهند وبا این ترفند موفق شد بلوچ را در مقابل
هم قرار بدهد وبه این خاطر بود که اکثرسران وبزرگان قوم
منطقه را ترک میکنند وبه خارج میروند وتنها در این میان
روحانیون میمانند وبه انها هم بقول معروف چراغ سبز نشان
میدهند که این حکو مت اسلامی است وجایگاه شما محفوظ است
ودراولین انتخابات مجلس شورای اسلامی از شهرستان پهره جناب
مولوی نظر محمد دیدگاه وارد اولین مجلس میشود پس از پایان
دوره وکالت نامبرده که برای فعالیت دوره بعد به منطقه امده
بودند دیگر به وی فرصت نمیدهند او را شبانه از منزلش در
روستای دامن دستگیر نموده به تهران میبرند وتحویل خلخالی
جلاد میدهند که دشمن مولوی است چون در مجلس چند برخورد
لفظی میان خلخالی ومولوی رخ میدهد وحتی روزی کار بدانجا
میرسد که خلخالی برای ترساندن مولو ی دست به اسلحه کمری
خود میزند ومولوی شجاع هم بلا فاصله با عصائی که همیشه
همراه داشته ضربه ای حواله سر خلخالی میکند وعمامه از سر ش
می افتد وحالا تصور بکنید وقتی مولوی بوسیله سپاه دستگیر
وتحویل خلخالی می شود بدانید چه بلائی بر سر وی میاورند وی
را چنان زجر شکنجه میکنند که از حد تصور خارج است بهر جهت
زمان روحانیون هم بپایان میرسد وقتل وترور روحانیون بلوچ
درداخل وخارج در دستور کار رژیم قرار میگیرد واکنون رژیم
با تسلط کامل بر منطقه وایجاد رعب وحشت ونظامی نمودن منطقه
بلوچستان دیگر با میل خود میتازد میکشد زندان واعدام میکند
وکسی جلو دارش نیست این سلط وبیدادگری رژیم دربلوچستان
نتیجه همان ندانم کاری های اوایل انقلاب است که بجای اتحاد
و یگا نگی نفاق وبد بینی جای ان را میگیرد وثمر ان تفرقه
را امروز تجربه میکنیم که مشتی ارازل اوباش که خود را
زابلی میدانند بر ما حکومت میکنند وما باید از نتیجه
اختلافات اوایل انقلاب درس عبرت بگیریم
که متاسفانه بازمشاهده میشود جوانان ما بجان همدیگر افتاده
اند یکی ان دیگری را متحجر طلبه واپسگرا ووو خطاب میکند
ودیگری او را فرنگ نشین وبرچسب کمونیستی میزند
فعلا روی سخن من به عزیرانم اقایان درا بلوچ وبالانج بلوچ
است
درا عزیزدراین شکی نیست که تو یک بلوچ روشنفکر وناسیونا
لیست بتما م معنا میبا شید
ولی نباید فراموش بکنید که شما در یک خانواده بلوچ ومسلمان
بدنیا امده اید و در دامن یک مادر مسلمان بزرگ شده وپرورش
یافته اید و بقول معروف از روزی که به عقل فهم رسیده اید
خودرا یک بلوچ مسلمان شناخته اید ونباید افتخار بکنید که
اول من یک بلوچم بعد یک مسلمان چون بنظر من بلوچ ومسلمان
بودن مثل یک روح است در یک بدن بنظرم تن ما بلوچ است وروح
ما مسلمان که تن بدون روح ارزشی ندارد وهمچنین روح بدون تن
عزیز جان ما از ملتهای زنده دنیا بیاموزیم وان ملتها چه
دوست ما باشند وچه دشمن فرقی نمیکند از نقاط مثبت ومنفی
انها پند بگیریم
برای مثا ل من قوم یهود را مثل میزنم میگویند این قوم بمدت
دوهزارسال ازسرزمین مادری خود اواره شده ودر دنیا پراکنده
میشود ولی هیچ گاه زبان ملیت ومذهب خود را فراموش نمیکند
که سر انجام همراه زبان مذهب وملیتش به سرزمین موعود
برمیگردد پس باید باور بکنیم مذهب کارائی برجسته ای در سر
نوشت ملتها داشته و دارد و اسلام هم که با خون و گوشت ما
عجین شده میتواند سر نوشت ساز باشد وانهائیکه در قرن بیستم
شعار میدادند دین افیون بشر است پیروان انها امروز در بدر
به دنبال دین میگردند وبه پوچ بودن ان شعارها پی برده اند
این مثل را برای شما نمیزنم
چون یقین دارم بلوچ پاکنهاد به دین ومذهب وملیت خود بسیار
پای بند است وشما هم یکی از انها میباشید
وحالا روی سخنم را بطرف بالانچ عزیز بر میگردانم
جنابعالی هم نباید تصور بکنید بلوچهای مقیم فرنگ بقول شما
لامذهب شده اند بسیارند بلوچهای خارج نشین
همچون شما بمذهب پایبندند فرایض دینی خود را همان طوریکه
شما انجام میدهید
انجام میدهند وبا بلوچهای تحت ستم ملایان همدردند وبا تمام
توان وامکانات خود ظلم وستم رژیم
به اصطلاح جمهوری اسلامی را بگوش جهانیان میرسانند وفریاد
دادخواهی را بلند کرده اند
وموفق هم شده اند تا اندازه ای دنیا ی متمدن را به
بیدادگرها ی حکومت اخوندی اگاه سازند وهمین فرنگ نشینان
توانسته اند بلوچ بلوچستان را در سطخ جهانی مطرح بکنند ودر
کنار اپوزسیون جا ی بدهند
من از برادران دینی وملی خود تقاضا دارم توان خود را در
جهت مثبتی که درد بلوچ را درمان بکند بکار ببندند ونه
اینکه ازگفتارونوشتارما دشمن شاد بشود ودر شرایط کنونی
تمام اقشار ملت بلوچ بهمد یگر نیاز دارند اتحاد ما باعث
سربلندی ما میشود
وبا کوبیدن همدیگر وتوهین و تحقیر راه بجای نمیبریم متوجه
باشیم با چه نوع حکومتی روبرو هستیم که با تمام توان ترفند
ومکر و حیله وبا امکانات فراوان نظامی ومالی در صدد از بین
بردن دین وائین ما بمیدان امده که هم دین وهم سرزمین ما را
مورد تهاجم نظامی وفرهنگی قرارداده ودر صدد محوه نابودی
ملتی بنام بلوچ میباشد برای او بلوچ مذهبی وغیر مذهبی فرقی
نمیکند واینجا است که ما باید متوجه دشمن اصلی خود باشیم
که در صدد قطع ریشه بلوچ است واز نام بلوچ نفرت دارد بدین
جهت لازم است
هرکسی در حد توان خود چه با نوک قلم وچه با لوله تفنگ دشمن
را هدف بگیرد مسلما پیروزی نهائی ازان ما است چون ملت
قهرمان بلوچستان درطول تاریخ این گونه حوادث را با سربلندی
پشت سر گذاشته اند واین بیدادگری اخوند ها تازگی ندارد
در
اینجا بعرایضم خاتمه میدهم - میگویند لقمان رااد ب اموختن
بی ادبی است
امیدوارم باعث رنجش خاطر نباشد وبا بیان این بند شعر سخن
را کوتاه میکنم.
( هرکه نیاموخت از گذشت روزگار = هیچ نیاموزد زهیچ اموزگار
)
موفق باشید دوستدار شما خیرخواه بلوچ
|